تبلیغات
یک قدم تا خدا - « یالَیتَنی کُنتُ مَعَکَ فَاَفوُزُ مَعَکَ فَوزاً عَظیما» ؛

یک قدم تا خدا

درباره ما

نویسندگان

موضوعات مطالب

پیوندهای روزانه

لینک های ویژه

آماروبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

دیگر امکانات

https://telegram.me/TaMahboub السلام علیک یا اباصالح المهدی (عج) https://telegram.me/TaMahboub ...

شیخ رجبعلی خیاط به همراه شیخ حسن تزودی در امامزاده صالح تهران نشسته بودند

که جناب شیخ می گوید :


« یالَیتَنی کُنتُ مَعَکَ فَاَفوُزُ مَعَکَ فَوزاً عَظیما» ؛

حسین_جان ای کاش روز عاشورا در کربلا بودم

و در رکاب شما به شهادت میرسیدم.

وقتی اینگونه آرزو می کند، می بینند هوا ابری شد

و یک تکه ابر بالای سر آنها قرار گرفت

و شروع کرد به باریدن تگرگ. شیخ رجبعلی خیاط فرار می کند و به امامزاده پناه می برد.

وقتی بارش تگرگ تمام می شود،

شیخ از امامزاده بیرون می آید و برایش مکاشفه زیبایی رخ میدهد.

او امام حسین ع را زیارت می کند و حضرت به او می فرمایند:

شیخ رجبعلی !

روز عاشورا مثل این تگرگ تیر به جانب من و یارانم می بارید؛ ولی هیچ کدام جا خالی نکردند

و در برابر تیرها مقاوم و راست قامت ایستادند،

دیدی که چگونه از دست این تگرگ ها فرار کردی.

مگر می شود هرکسی ادعای عشق والا را داشته باشد؟

کتاب طوبای کربلا...صفحه 114


نویسنده خانم محمدی در 11:19 ق.ظ | نظرات()
دوشنبه 27 شهریور 1396 11:29 ب.ظ
I believe that is one of the so much significant info for me.
And i'm happy studying your article. But should remark on few normal things, The site style is wonderful,
the articles is truly great : D. Excellent process, cheers
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...
طراحی و بهینه سازی قالب : ثامن تم ( علیرضا حقیقت )