تبلیغات
یک قدم تا خدا - ایّاز، خودت را گم نكن

یک قدم تا خدا

درباره ما

نویسندگان

موضوعات مطالب

پیوندهای روزانه

لینک های ویژه

آماروبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

دیگر امکانات

https://telegram.me/TaMahboub السلام علیک یا اباصالح المهدی (عج) https://telegram.me/TaMahboub ...

 ایاز به علّت توجّه و علاقه شدید سلطان محمود به او به شدت مورد حسادت مقامات دربار بود .
یك بار نزد سلطان سعایت كردند كه ایاز هر روز قبل از اینكه به دربار و به حضور سلطان بیاید به منزلی می رود و گویا از كسی دستور می گیرد و شب هم كه از حضور سلطان مرخّص می شود سر راه به همان منزل می رود و گویا اخبار دربار را به آن شخص گزارش می دهد . 

سلطان دستور داد آن منزل را تفتیش كنند . 

مأموران وقتی وارد آن منزل شدند دیدند تنها یك اتاق خالی دارد كه در آن اتاق یك پوستین شبانی به یك میخ آویزان است .

خبر را برای سلطان آوردند .
ایاز كه به خدمت سلطان آمد سلطان قضیه را از او استفسار كرد .


ایاز گفت :
 آنچه در آن اتاق آویخته است پوستین شبانی من است كه قبل از آشنایی با سلطان بر تن می كردم و چوپانی می كردم . هر روز قبل از اینكه به دربار بیایم به آن اتاق می روم و آن پوستین را بر تن می كنم و به خودم می گویم : 【 ایاز خودت را گم نكنی و فراموشت نشود كه تو همان چوپان فقیر و بی كسی ، هر چه كه داری از بركت سلطان است . 】شب هم یك بار دیگر همین را به یاد خودم می آورم تا خودم را گم نكنم .

┘◄ خوب است دوست اهل بیت هم روزی یكی دو بار پوستین موت و فنا را بر تن كند و به یاد بیاورد كه هر چه دارد عطای خداست و از خودش هیچ چیز ، چه مادّی و چه معنوی، ندارد .
【 حبّ دنیا را از دل بیرون انداختن موت است .】 


حکـایتــی از زبــان مرحــوم دولابــی

برچسب ها : قلب ،تواضع ،کبر ،ایاز ،دولابی ،
نویسنده محمد باقر در 05:54 ب.ظ | نظرات()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...
طراحی و بهینه سازی قالب : ثامن تم ( علیرضا حقیقت )